ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
113
مراسلات طهران ( فارسى )
بيست و شش محبوب جان من و سرور روان من ! تعليقهء شريف مورّخهء غرّهء شوّال 1305 شرف وصول ارزانى داشت . چون مشعر بر استقامت حالات مسرّت آيات عالى بود ، نهايت فرح و انبساط حاصل شد . در باب تنخواه شرحى مرقوم فرموده بوديد ، همه صحيح و موافق عقل سليم است . معامله با ناس بسيار سخت و ناگوار و آخر الامر دچار شدن به انواع صدمات و زحمات است . دو شقّ اخير كه ماندن تنخواه در صندوقخانهء سفارت يا دادن به آقا عبد الحسين است ، اصحّ شقوق است ، اگرچه قبل از وصول تعليقهء عالى ، مقرّب الخاقان آقاى ميرزا زين العابدين خان يكصد و سى تومان استقراض گرفتند . و همچنين خير الحاج حاجى عبد العظيم ، برادر جناب آخوند ، پنجاه تومان گرفته ، خانه رهن دادند و از اين دو محلّ اطمينان حاصل است ، لكن بعد از اين از معامله با مردم به دو لحاظ ممنوعم ، يكى به ملاحظهء دستورالعمل سركار عالى و ديگرى قدغن دولت ايران . به موجب يادداشتى كه به سفارتخانهها فرستاده شده است كه رعاياى دولت علّيهء ايران ممنوعند كه با تبعهء خارجه معامله نمايند ، نه به بيع قطعى و نه به بيع شرطى ، نه ملك اجاره بدهند و نه مواجب و مستمرّى خودشان را عوض قرض به خارجه حواله كنند كه املاك تبعه ضبط ديوان و آن مستمرّى و مواجب مقطوع خواهد شد و طلب تبعهء خارجه هم داده نخواهد شد . عجالتا بقيّهء هزار تومان در صندوقخانهء سفارت موجود و اگر ملك و مستغلّى مطبوع پيدا شود ، وكالت از جانب سركار ، قباله به اسم سركار عالى خواهم نمود . به عون اللّه و به حول و قوّته . در باب آمدن سركار چرچيل صاحب ، دام مجده ، عجالتا بهواسطهء بعضى عوايق